خرید بک لینک

درباره سایت

بازیچه تقدیر

سلام دوستان خوش اومدین من داستانای خودموگاهی اوقات مینویسم امیدوارم اگه مایل بودیدوخوندیدنظریادتون نره

امکانات وب

ای وای نمیدونم چراانقدسرکلاس این استاده خسته میشم.

نگار:خب تقصیرخودته دیگه الناز،کم به خودت سخت بگیریکم سرکلاسابابچه هابجوش.

-بجوشم؟تابازاون پسره ی چندش فکرای بیخودبکنه باخودشه؟

-آخه کجاش حسام چندشه؟قدبلند،خوش استایل،وازهمه مهمترپولدار.

دیگه هیچی نگفتم.خسته شدم ازدسته این پسره من دانشجوی ترم دورشته ادبیات دانشگاه تهرانم.یادش بخیرروزی که اعلام نتایج کنکوربودهیچ کی باورش نمیشدکه من رتبه بیست وهشت روبیارم.مادروپدرم خیلی دوست داشتن که من وکالت بخونم اماازبچگی عاشق رشته ی ادبیات بودم.

-هی،النازکجایی باز؟ببین این پسره چی کرده برات....اوووهع

جلومونگاه کردم وای بایه ازرای بادمجونی دم دانشگاه وایستاده بودجلومونو

دستشوگذاشته بودروبوق...

دیگه طاقت این بچه بازیاشونداشتم جلورفتم وبالحن جدی گفتم:آقای رستمی چی میخوای ازجون من؟نکنه میخوای ابروموتوکل دانشگاه ببری؟

-نه باورکنیدفقط چندکلمه حرف بزنیم.

پشت چشمی براش نازک کردم وبدون توجه بهش بانگارازش دورشدم..

ادامه دارد....

بچه هاخواهش میکنم نظربذارین

برچسب: فصل"1"تاوان"عشق"پنهان, نویسنده: nasim تاريخ: 28 / 1 ساعت: 10:12 PM

راستش من عاشق داستان نویسیم اینم یکی ازبهترین داستانایی که بنظرخودم نوشتم....

نظریادتون نره خواهشا....

درمورددختری به نام النازکه عاشق یه پسره به اسم حسام ،حسامم اونودوس داره

امامتاسفانه النازفردای خواستگاری حسام میفهمه که.....

خب اینم خلاصه ای ازداستانم بود....لطفاشماهایی که اهل کتابین،رمان میخونین

نظربدین تاجالب تربشه یاحتی کمکم کنید باهم بنویسم.....بوووووووووووووس

برچسب: تاوان"عشق"پنهان, نویسنده: nasim تاريخ: 27 / 1 ساعت: 0:13 AM

رهایم کنید

میخواهم خودم باشم ، خودِ خودم

خسته شدم بس که رقاصه شما بودم می خواهم عریان شوم

عریان عریان

از تمام وابستگی ها و اما و اگرها

می خواهم جامه خود را از تن بر کنم

سبک شوم مثل قاصدک رهایم کنید

می خواهم چرخ بزنم ، درآسمان صبح ، سوار بر نسیم

سبک چون قاصدک ، می خواهم عریان شوم از تو

از همه کابوس ها

رهایم کنید
...
 

برچسب: رهایم"کنید, نویسنده: nasim تاريخ: 19 / 1 ساعت: 0:28 AM

خنک شدی.......

امامن هنوزداغم ازرفتنت دراین سرمای بی رحم

برچسب: آمد"نماند"رفت, نویسنده: nasim تاريخ: 18 / 1 ساعت: 0:25 AM

 چی فکر کردی فکر کردی هر وقت دوست داشتی میتونی بازم برگردی پیشم .نه تو دیگه برام مردی هیچ راهی برا برگشتنت وجود نداره .آره یه روزی خیلی دوست داشتم درسته دوست داشتم واست جون میدادم ولی میدونم و میدونی عشق نبود اصلا عشق سیخی چند!!بخدا. ولی خیلی دوست داشتم احساس میکردم یجوری مثله هم بودیم ولی نخواستی کنارم نموندی. ولی حالا دیگه نه دوست ندارم . دوست ندارم حتی یه ثانیه از لحظه های با تو بودن دوباره برام تکرار بشه .برو مثل قبل با همونا بپر بیخیال ما منو باش که وقتی کسی نگات میکرد میخواستم همونجا لهش کنم  واای چقد ساده بودم اونا دوس پسرات بودن من اینجا اضافی بودم .باید منو ببخشی که دوساتو میخواستم بزنم ................ برو خیالت جم  دیگه هیچ جایی تو دلم واسه تو ندارم ...........................

برچسب: هیچ"جایی", نویسنده: nasim تاريخ: 11 / 1 ساعت: 2:19 PM

 

 

ووای نمیدونیدچه کیفی میده یکی ازدوستاموبعداز4سال دیدم......نمیدونیدچه قدمزه داد.....یادش بخیرازمن کوتاه تربودولی حالاازمن خیلی بلندترشده بود....امیدوارم شماهم دوستای خوب قدیمیتونوببنید

برچسب: دوست"رفیق", نویسنده: nasim تاريخ: 7 / 1 ساعت: 2:25 PM


رفت ندیدوزیرپایش شکست دل دختررا.....

گریست آرام،بی صدادرتاریکی شب به یادپسر....

خوردکردغرورش را،احساسش را،فراموش کردعلاقه ی دختررا....

تنهاماندچشم انتظارهمیشگیش بود،غمگین بودازرفتن پسر......

پسربرگشت

برای اولین باربرای دخترگل سرخی خریده بود.....

دنبالش گشت همه جارازیرپاگذاشت امادختررانیافت.....

پسرمتعجب به قبرستان نزدیک شد.....

مزاری رادیدرویش نوشته بودآرامگاه عشق.....

پسرزانوزداین دفعه اوارام ،بی صدا درتنهایی وخلوت خودبه یاددخترگریست.....

دورشد

دردوردست ها بارهادل نوشته ی دخترراخواند:

برای آغوش من دستانش راحتی بازنکردامابرای دیگری کمربندش رانیز بازکرد...

چه تلخه توتنهایی شرمنده اونی بشی که یه روز التماس باتوبودن رومیکرده....

دخترتمام دنیایش رامی بخشیدتاپسربااوباشداما....

خیلی دیربودبرای فهمیدن عشق دختر.....

حالاکیادارن میگن دنیااگه معرفت داشت اسمش دخترونه نمیشد؟؟؟

واقعامعرفت روبایدازشماپسرایادگرفت...

برچسب: چشم"به"راه", نویسنده: nasim تاريخ: 6 / 1 ساعت: 2:01 PM

برچسب: امانت"نه"اهانت, نویسنده: nasim تاريخ: 4 / 1 ساعت: 2:59 PM

دوستای عزیزی که دوس دارن تبادل لینک بکنن من راضیم.

پس اول منوباادرس:

eshgh-mani.niloblog.com

وبانام:عشقت به وسعت دریاست.لینک کنن وبعدبرام اسم وادرس وبشونوبذارن تالینکتون کنم

برچسب: وب, نویسنده: nasim تاريخ: 28 / 1 ساعت: 10:13 PM

صفحه بندی